Vote for the clubs that you would want to have in FIFA 22 game. Show EA's developers which football clubs should be officially licensed for the upcoming FIFA game.
Drop your vote here at this page show your support for your favourite club team. Your team could be features in FIFA 22 Clubs List.
Is your favourite team not in the list? Don't worry, you can ask us to add it to the list by either contacting us directly or writing it on our Facebook page.
Which Clubs Should be Licensed for FIFA 22?
Persepolis (Iran) (33%, 106,273 Votes)
Tractor S.C. Tabriz (Iran) (33%, 105,599 Votes)
Omonia Nicosia (Cyprus) (22%, 70,461 Votes)
Esteghlal (Iran) (3%, 8,262 Votes)
Juventus FC (Italy) (2%, 4,858 Votes)
Al Ahly SC (Egypt) (1%, 3,787 Votes)
Aris Thessaloniki FC (Greece) (1%, 3,225 Votes)
Olimpik Donetsk (Ukraine) (0%, 1,234 Votes)
Crvena - Red Star Belgrade (Serbia) (0%, 1,183 Votes)
Mouloudia Club d\'Alger (Algeria) (0%, 1,164 Votes)
Qarabağ FK (Azerbaijan) (0%, 1,154 Votes)
PAOK FC (Greece) (0%, 1,108 Votes)
APOEL (Cyprus) (0%, 916 Votes)
Club Deportivo Olimpia (Honduras) (0%, 875 Votes)
Maccabi Tel Aviv (Israel) (0%, 711 Votes)
Hajduk Split (Croatia) (0%, 649 Votes)
CSKA Sofia (Bulgaria) (0%, 512 Votes)
Arsenal Kyiv (Ukraine) (0%, 508 Votes)
Wydad AC (Morocco) (0%, 493 Votes)
FK Partizan (Serbia) (0%, 447 Votes)
Levski Sofia (Bulgaria) (0%, 402 Votes)
Maccabi Haifa (Israel) (0%, 393 Votes)
Santos Laguna (Mexico) (0%, 357 Votes)
Persipura (Indonesia) (0%, 294 Votes)
Ludogorets Razgrad (Bulgaria) (0%, 247 Votes)
BATE Borisov (Belarus) (0%, 243 Votes)
FC Ararat-Armenia (Armenia) (0%, 219 Votes)
Raja Casablanca (Morocco) (0%, 217 Votes)
Zamalek SC (Egypt) (0%, 217 Votes)
FC Astana (Kazakhstan) (0%, 215 Votes)
Berliner FC Dynamo (Germany) (0%, 209 Votes)
Mohun Bagan AC (India) (0%, 209 Votes)
Johor Darul Ta\'zim (Malaysia) (0%, 179 Votes)
Fútbol Club Motagua (Honduras) (0%, 141 Votes)
Espérance Sportive de Tunis (Tunisia) (0%, 126 Votes)
Rijeka (Croatia) (0%, 119 Votes)
Bengaluru FC (India) (0%, 116 Votes)
Željezničar Sarajevo (Bosnia and Herzegovina) (0%, 116 Votes)
Club Deportivo Marathón (Honduras) (0%, 108 Votes)
Comunicaciones F.C. (Guatemala) (0%, 107 Votes)
Real Club Deportivo España (Honduras) (0%, 100 Votes)
Deportivo Saprissa (Costa Rica) (0%, 100 Votes)
Platense F.C. (Honduras) (0%, 90 Votes)
Bashundhara Kings (Bangladesh) (0%, 90 Votes)
Maribor (Slovenia) (0%, 81 Votes)
Alashkert (Armenia) (0%, 80 Votes)
Liga Deportiva Alajuelense (Costa Rica) (0%, 79 Votes)
Étoile Sportive du Sahel (Tunisia) (0%, 69 Votes)
Real Estelí F.C. (Nicaragua) (0%, 62 Votes)
Zrinjski Mostar (Bosnia and Herzegovina) (0%, 56 Votes)
Olimpija Ljubljana (Slovenia) (0%, 55 Votes)
Domžale (Slovenia) (0%, 48 Votes)
Total Voters: 318,563
This poll is closed.
Note : FIFPlay is not related to EA Sports. We will only submit the results of this survey to FIFA PR and developers at Electronic Arts.

Comments 1,718
پایانشو نمیگه
شاد کننده ی ما
پرسپولیس
پرسپولیس تو کل ایران طرفدار داره تراکتور فقط آذربایجان داره
اون دفعه فیلم لو رفته از تقلوبتون لو رفت
پرسپولیسو و تاج کجا و گاو اهن کجا پرسپولیس وتاج پرطرفدار ترین تیم های ایرانن چی میگین شما خوبه فیلم تقلبتون لو رفته انقدر پرویین ما تو ای اف سی سال ۲۰۱۸ دو میلیون و صد هزار تا رای دادیم پرطرفدار ترین تیم آسیا با ۸۱ درصد شدیم و لی شما انسال رای فیک زدین به زور ۷۰ هزار تا رای دادید چی میگید گاو آهنیا نه از تاریخ چیزی سرتونه نه فوتبال افتخارتونم فقط یه قهرمانی ۲۰ ثانیه تو لیگه
یاشاسین آزربایجان و تورکیه قارداشلغی
برید دعا کنید تیمهاتون حکومتی اند اگه شخصی بودن حتی نمیتونستن تو دسته یک هم دوام بیارند ، چه برسه به لیگ برتر و جام آسیا ، تو دربی تهران نمیتونید نصف یه ورزشگاه رو پر کنید اون هوادارای تیراختور صد و بیست هزار نفر ورزشگاه یادگا امام رو میترکونن اگه تیمهای شما تو تبریز و شهرهای آزربایجان هوادار دارند پس چطور وقتی با تیراختور مسابقه دارن جرات نمیکنن بیان استادیوم یادگار ولی ما تو تهران نصف آزادی رو پر میکنیم هااااا.
در مورد چرندیات تاریخیت هم هم هیچ چی نمیگم چون تاریخی ندارید که در مورد حرف بزنی .
The tractor FC is from a city of 4 million people. They are rigging the vote. This team has no status or honor. Please take care of FIFA. Do justice.
Rgrds,
I hope someday calls of justic and humanity will rise by the main oweners of iran,turks. Because the history have proved turks justic values in the world.
همه جای ایران ترک هست
یادمونم نرفته تو برنامه عادل فردوسی پور یه نظرسنجی گذاشتن که گزینه تراکتور ارسال نمیشد
شما همین بازی کیسه و لنگ کلا چنتا تماشاگر میاد؟
۲۰۰۰۰ تا یا ۳۰۰۰۰ تا؟
در ضمن الان به ذوب آهنیا چرا توهین میکنی؟
من تراکتوریم
ولی ذوب آهنوکه بیشتر از همته تیم ها ستاره تو لیگ برتر داده اصلا چه ربطی به این موضوع داره آخه؟
..................................
...........
۱۷۶ میلیون رو نمیشه انکار کرد
............
پس دو میلیونتون امسال چی شده بچه خوشگل
اومدی تبریز خبرم کن تو تبریز بچه خوشگل طرفدار زیاد داره اگه تاریخم حالیش باشه که دیگه نگووووو
دوستان عزیزی که میان اینجا و حرف از تورک و آذری و نمیدونم اوغوز و گرگ و این حرفا میزنن بدونن این دنیا دوروزه و ارزش این دشمنی هارو نداره دوستان همتون قبل از ترک و کرد و عرب و آذری شدن انسان بودید و خدای بزرگ از روح خودش دمیده در کالبد انسانها واقعا کار پسندیده ای نیست که آدم بیاد نژاد و زبان خودشو برتر از دیگران بدون این کار نژاد پرستی محسوب میشه و در بسیاری از کشورها جرم هست لطفا کمی تامل فرمایید ....انسانیت در گرانبهایی است که به هر کس ندهندش.....
چرا فقط ماهارو میگی؟
یادتون نیست که که چه برخورد و توهین هایی با ما ترک ها میشه
الان اونا انسان هستن؟
تو بازی پرسپولیس و تراکتور وقتی توپ به بازیکنای پرپولیس میرسه ، محمدرضا احمدی (گزارشگر) میگه توپ در ضمین ایران!!
اونا هستن که مارو غیر ایرانی میدونن
حالا الان اگه ما ساکت بمونیم اونا توهین های بیشتری میکنن
فارص داره توجهنم ولگردی میکنه
یاشاسین تراختور
یاشاسین آذربایجان
یاشاسین تورک ملتی
یاشاسین بیجارکردستان تورکلری
❤❤❤❤❤❤مازنده بر آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست...
شمالی و جنوبی در مقابل روسها و انگلیسها و ارمنی ها و جیلو لوقها ومحافظت کردن و در این راه خیلی از سربازان تورک عثمانی شهید شدند و ارتش عثمانی برای نجات جان مردم تورک آزربايجان متحمل خسارتها و هزینه های فراوانی شد.
Unfortunately, the education system in Iran influenced by governed Fars Fascim, ignores the language of nearly 40 millions of people.
Tractor means No to Racism and No to Fascism.
The audience of the Asian Football Confederation (AFC) have chosen Iran’s Tabriz-Azerbaijan-based Tractor S.C. as the most popular team in Asia.
According to the poll, Tractor S.C stood at the top of the table with 51.1 percent of users’ votes.
هر چی از دهنتون در می آد، مضایقه نمی کنید.
جمعیت ایرانو تشکیل میدن اینو خطاب به اونایی میگم ک نژاد پرست هستند و ب تورک های عزیز توهین میکنن البته خطاب ب اون دوستانی هم ک میگن اذربایجان باید جدا بشه میگم راه چاره جدایی اذربایجان نیست چون تاریخ اذربایجان ب تاریخ ایران گره خورده و حتی قسمت های از دست رفته هم باید برگرده راه چاره احترام ب فرهنگ تورک هاست ب طوری ک ما بتونیم حداقل 1 شبکه تورک زبان در تلویزیون وچند مجله و روزنامه تورک زیان داشته باشیم و همچنین در ایران زبان تورکی ب رسمیت شناخته بشه و در مدارس قسمت هایی از کشور ک اکثر جمعیت تورک هستند علاوه بر فارسی تورکی نیز اموزش داده بشه پس بدونید ک شما تورک ایران هستید و با عثمانی ها از یک ریشه نیستید چ تورک چ کورد چ فارس و چ عرب همه ایرانی هستیم راه چاره تجزیه نیست بلکه احترام ب فرهنگ همه ما هست
یاشاسین تورک
یاشاسین اذربایجان
یاشاسین ایران
چقدر از خواندن این متن ِلذت بردم. انسانیت به زبان و نژاد نیست به شعور و درک انسان است. متاسفانه تعدادی از هموطنان فارس شعور درک واقعیت های ایران را ندارند و ذهنشان با افکار فاشیستی و نژادپرستانه پرشده است که خیلی از این افکار محصول حکومتهای فاسد پهلوی بوده است. لطفا به حقوق همدیگر احترام قائل شویم
ممنونم از معرفتت
.
.
در ضمن آنهای که دم از تاریخ تخت جمشید میزنن بروند تخت گاه هیچکس
در اینترنت را مطالعه کنند میفهمند که اروپایی ها با پول نفت رضا میر پنج تاریخ دروغین برای ایران امروزی ساختند .
hi good separatist!!
انجا جمعیتی شیعه داشته ولی تحت ستم دولتی فاشیست و پانترک و سنی مذهب اداره می شود.اشتیاق فراوانی در مردم انجا برای بازگشت به سرزمین مادریشان وجود دارد.
زنده بااااااد ایران شمالی
زنده باد ایران بزرگ
لالایی فراماسون ها و اشغال گران خوب شما ها را به عالم رویا بافی سوق داده
جناب خود پارس پندار هندو از این خیالات نژاد پرستی و رویا ها بیدار شوید که ایران صد سال است تحت اشغال جریانات فراماماسونر انگلیسی است و براتون لالایی کوروش توهمی خوانده میشود تا ثروت مملکت به یغما برده شود و امثال شما با این رویا ها خر کیف شوید
تا زمانی که این مملکت به صاحبان اصلی آن و غیرت مردان و حماسه آفرینان تاریخ همچون نادر شاه بزرک تورک افشار برنگردد همه ما ذلالت و بدبختی خواهیم کشید و بازیچه انگلیس و آمریکا و اسرائیل و اروپا و روس و چین و حتی عرب ها خواهیم شد
تراکتور آذربایجان عشقیم
بونلار یالنیز زور دیلینی انلاییرلار.اوناگوره ده قاباقلاریندا گرگ گوجلو دایاناق. یوخسا حق سوزو انلامازلار.
Iran is not just Persia.
In the hope that one day the Turkish language will become official in Iran.
نه اس اس، نه پس پس، فقط بگو تراکتور
من تورو اوغلوما و تیراختورچیام،مرگ بر مسعود سلطانی فر
Inshallahovafag olar
Hammmmishe dalindiam tiraxtur
Güney azarbayjan tabrizdan
♥️♥️♥️
Merhaba Tirakhtor
Tahja Tirakhtor
Please deprive this team and its fans who are racist and insult humanity
متاسفانه چیزایی دارم میخونم ک مقصر اولو اخرشو این حکومت میبینم
وضعیت اقتصادی ازادی قومیتی باعث این شده بعد از هزاران سال اتحاد یک عده دنبال جدا شدنه
من مازندرانی هستم طبرستان قدیم ک نابودش کردن
بچه ی شهری هستم تو مازندران ک هم ترکی صحبت میکنه هم مازندرانی
ب گفته یک عده تاریخو زبانو کوروش دروغه،و سازمان ملل و دانشمندان از خودشون طر اوردن و تخت جمشید همین چند روز پیش ساختن
اما یک چیزو میدونم بوده و همه اعتقاد دارن،اینک سه قوم پارت و ماد و پارس زندگی میکردن ک باهم هزاران سال متحد بودن،کرد لر ترک و غیره از همین قومها هستن
اینک یک قوم خودشو برترو قدیمیتر بدون ک کاملا مسخره است چون ۹۹ درصد ماها نیاکانمون برای همین منطقه است،مگر اینک من بچه ی انگلیس باشم خودم خبر ندارم!
میگیم زبان فارسی هم عربی بوده و هست میگم خلیج فارس دریای کاسپین همه دروغ بود،میگیم عثمانیا راه درست رفتن اگ کسیو هم کشتن واسه هدفشون بوده
ولی هزارتن سال اتحاد این قومها ک دروغ نیست
اگ ترکهای جای ترکمنهای سنی کردو بلوچهای سنی باشن پس چی باید بگن
زجرها فرق هایی این حکومت برای اونها قائل شده چی بگن
صدایو سیمایی فقط تاریخ اسلامو بما یاد میده نه تاریخ قوم و فرهنگمون
پس حق داریم هممون از خیلی چیزا بی اطلاع باشم
نیکان ما هزاران سال در کنار هم جون دادن تا کشور حفظ بشه خیلی از خاک کشور رفت اما باز هم متحد ماندن
نمیدونم شاید ترکا درست میگن باید هممون جدا بشیم هر کی راه خودشو بره بعد هزاران سال تاریخو فرهنگ
هممون برابر و سلولهای یک تن واحدیم
حکومتها دنبال جدای اقوامن تا با ایجاد اختلاف سودشونو ببرن..
بعد از غارت ایران برنامشون تکه تکه کردن ایرانه
all the world know iran to Achaemenids and
Parthians and
Sassanids kingdoms....but in our country we have many wonderful people!
they say that our race is not arian and our father is mongolian chenghis khan and teimour lang!
it is really wonderful....why! because panturkism though has washed their brain!
We did not say we are Mongols. Are Azerbaijani and Turkish Turks Mongols?
First of all read about turks culture and what they want after that come and leave comment
By the way, you are not the one who wants to comment on this, of course, it does not matter to anyone if you do
So don't take yourself serious
...PERSPOLIS...=...LOVE...
البته اینم بگم ها نژاد پرستم که منم
البته اینم جواب بدین با اون همه پر شوریتون و اون همه شرکت کردنتون و اینکه 51 درصد آسیا هستین و 40 میلیون نفر توی ایران هستین، و اینکه اکثریتتون نژاد پرستم هستین و بخاطرش حاضرین هر جایی عقده هاتونو جار بزنید، چیشده تو نظر سنجی 2 3 درصد فقط بالای پرسپولیسین :) لامصبا شما حداقلش باید الان یک میلیون شرکت میکردین فقط 80 تا؟ اخی بمیرم که چقدر زیادین؛ البته از جماعتی که بزرگ بودنو در جمعیت میدونه هیچ انتظاری ازش نمیره؛ ولی واس سوزشتون یه نکته بگم و برم: من هیچ وقت واس حرف زدن با شماها ترکی یاد نمیگیرم و یاد نخواهم گرفت :) ولی شماها واس حرف زدن با من باید فارسی حرف بزنید اینم گفتم همینجوری یکم بسوزونم
اولوب که بیزیم آلتیمیزداسیز
درضمن لازیم رییر من فارسلار کیمین پارس اایم منیم اوز دیلیم وار. شرفیسز ایت
آورشون در قرن بیست چ و یکم !!!! جالب اینه که با این شیوه تفکرات فاشیستی و نژادپرستانه توقع عدالت و توسعه و پیشرفت و دموکراسی در مملکت ایران هم دارن
پاینده باد ایران و ایرانی میهن دوست
نگون باد دشمنان حقیر این مرز و بوم
independence and freedom of the Turks in Iran is close to that of the Persian racists. The mother tongue of the Turks is forbidden in Iran and education in the mother tongue is forbidden in Iran, while the majority of the population of Iran is Turks, but the majority is not right! So why are Turks in Iran, although they are the majority, but their mother tongue is not taught in schools?
اما اینطرف قضیه، از قرنها پیش انگلیس به دلایلی روشن می خواست که حکومت را از دست تؤرکان گرفته و بدست نواده گان طوایف هندی مهاجر که مطیع و خدمتگزاری به ارباب از خصوصیات شاخص آنهاست، بدهد که حتی يکی از مستشاران انگلیس از دشمنی تؤرکان عثمانی و تؤرکان صفوی سوء استفاده کرده و به یکی از پادشاهان صفوی پیشنهاد تغییر زبان و همزبان نشدن با تؤرکان عثمانی را ميدهد که گویا مورد قبول قرار نمی گيرد و اما انگلیسیها بعد از قرنهاش تلاش در کودتای مشروطیت به پاره ای از اهداف خود که جایگزینی زبان دَری بجای زبان تؤرکی بود رسید اما از سال ۱۳۰۴ شمسی بو بعد که انگلیس توانست گماشته خود رضا خان را از مِهتری طويله کنسولگری هُلند به تخت پادشاهی این سرزمین برساند و به گفته ای این سرزمین را به مستعمره انگلیس تبدیل کند، لذا زبان دَری را بر تمام اتنیکهای این سرزمین تحمیل و قدرت سیاسی و کشور داری در اين سرزمين بدست نواده گان دَری زبان ( پوست قهوه ایِ کله زاغی ) طايفه مهاجر هندی کاوولی افتاد و برای تثبیت قدرت سیاسی و حکومت نواده گان طایفه هندی مهاجر کاوولی در اين سرزمين، انگلیس بکمک اجرائی رژیم پهلوی و دست اندرکاری چند باستانشناس انگلیسی و با سوء استفاده از بیسوادی بستر جامعه شروع به سانسور و تحریف و دروغپردازی و تاریخپردازی در تاریخ این سرزمین زد که سانسور تاریخچه مهاجرت طوایف کولی هندی به این سرزمین گوئی که اصلا همچنین مهاجرتی در هزاره اول پس از میلاد ( دوره ساسانی ) که طبق اسنادی چون عکسی از یک توریست انگلیسی تا اواخر دوره قَجر و بعد از آنهم ادامه داشت، وجود نداشته و سانسور بخش اول تاریخ ملت تورک این سرزمین گوئی ملت تورک بعد از حمله اعراب با غزنویان به یکباره در این سرزمین روئیده باشند و با کلمه هندی ( آریا ) صدا کردن اقوام سیبریائی که هیچ ربطی به هندوستان و زبان سانسکریت ندارند فارس نامیدن یکی از اقوام سیبریائی که در اصل اسمشان آکا واِِسلاو تبار بودن، سانسور و ننوششتن خاستگاه و تبار قوم سومر و عيلام و گُنگ و مجهول رها کردن قوم سومر و عیلام در صحنه تاریخ گوئی به یکبار از زمین روئیده باشند ( حال آنکه ترجمه کتیبه های بجامانده از این دو قوم محتوی کلمات زیادی است که هنوز در مکالمه روزانه ملت تؤرک استفاده می شوند و دستور زبانشان منطبق بر دستور زبان تؤرکی و التصاقی است )، آریائی صدا کردن قوم ماد و پارت که منشاء شان جنوب سیبری و شمال دشت مغولستان و بین رشته کوههای آلتای و اورال که در واقع همان خاستگاه ملت تؤرک است و .... از جمله از همان سانسور و تحریف و دروغپردازی و تاریخپردازی گفته شده است که البته ناگفته نماند که طبق سند نوشتاری موجود از کتاب به اصطلاح تاریخ دوره رضاخانی، تا یک مقطع زمانی دوره رضا خانی که قوم پارت را با هویت اصلی خود، تؤرک معرفی می کردند قوم پارت پسوند وحشی و بیابانگرد را نیز بعد از خود یدک می کشید و این قوم پارت که بنیانگذار سلسله اشکانی بودند وحشی و بیابانگرد بودند اما از یه دوره به بعد مانند زبان دَری که روی غرض سياسیی به اسم جَعلی فارس یا پارس تغییر اسم داد، قوم پارت هم به قوم آریا تغییر هویت و اسم داد از آن زمان به بعد قوم پارت متمدن شدند و پسوند وحشی و بیانگرد خود را از دست دادند قوم خوب اشاعه دهنده انسانیت و ... شدند نا گفته نماند که این تحریف و سانسور را کسانی کردند که از اعتراف به اجداد کولی هندی خود شرمسارند و داشتن اجداد هندی خوی را کتمان و انکار می کنند و با وجود رنگ پوست قهوه ای و موهای مشکی پَر کلاغی سعی دارند که خود را نواده گان هخامنشیان اِسلاو تبار جا بزنند حال آنکه هر کسی که بخصوصیات فیزیکی مردم هند واقف باشد در دل خود به ادعای بی پایه و اساس این نواده گان طوایف هندی مهاجر می خندد و اگر خود همانها نیز چند دقیقه ای جلوی آینه ایستاده و در خصوصیات فیزیکیش و تطابق آن با مردم سیبری یا هند بیاندیشد بی شک به یاوه بودن ادعایش پی می برد و می فهمند که باستانشناسان انگلیسی تحریف ناشیانه ای از تاریخ را اراه داده و بگفته ای به ریش این پوست قهوه ایهای کله زاغی هندی تبار و تمام کسانیکه که اراجیف تحریف آنها را تحت گنوان تاریخ قبول دارند، خندیده اند .!
در پایان، جناب آقای از خود راضی تؤرک ستیز، توجهت را به دو لینک زیر جلب می کنم که هر دو لینک زير سَندهائيست که برخلاف تَوهم شما نواده گان دَری زبان طوایف هندی مهاجر، گویای حقانیت ملت تؤرک در این سرزمین است، که یکی از این دو لینک قسمتی از یک برنامه تلویزیونی کشور تاجیکستان در مورد تاریخ ملت تورک این سرزمین است .!
هزاران سند علمی ( تاریخی، ژنتیکی، زبانشناسی و .... ) میگویند که مردم آذربایجان همانند سایر مردم ایران (کردها، لرها، پارسها و بلوچ ها و گیلک ها و مازنی ها و ...) جزو ساکنین بومی سرزمین ایران هستند و همه آنها از نژاد آریایی یا بعبارتی ایرها = ایرانیها ( از ماد کوچک ) ؛ که هویت ایرانی دارند ، تبار و ژنتیک و چهره ایرانی دارند ، فرهنگ و رسوم مشترک ایرانی دارند ، تاریخ مشترک با سایر مردم ایران دارند و حتی در گذشته زبان ایرانی داشتهاند ، که از سده ۵ ق با نفوذ زبانهای آلتایی در منطقه (قفقاز، آذربایجان، آناتولی) طی یک روند چند صد ساله ، زبان اصلی آنها دچار تغییر شده و از میان رفته است .
❌ اما پانترکها اصرار دارند که از نظر هویتی « #ایرانی » نیستند و وجوه اشتراکی با سایر مردم ایران ندارند! همچنین خود را از نسل بوزقورد ( گرگ خاکستری ) می دانند !!!! تمااااام
♦️ یعنی دقیقا همه اهداف این جریان به این « موضوع » ختم میشود که : ما با ازبکها و ترکمنها و اویغورها و ترکیهایها و ... ریشههای مشترک داریم ولی ربطی به ایران و مردم ایران نداریم !
❌ این موجودات کوته فکر قبیله گرا و خائن براساس توهمات و تخیلات خود فکر جدایی استان های آذربایجان غربی و شرقی و اردبیل و زنجان و قزوین و ..... از خاک کشور عزیزمان ایران را با حمایت کشورهای ترکیه و جمهوری آذربایجان در سر میپرورانند و توهم تشکیل کشوری فرضی بنام آذربایجان جنوبی و پیوستن به امپراتوری بزرگ توران ترک را برای خود متصور هستند .
❌ از دیگر اقدامات این موجودات پانترک مزدور و خبیث ایجاد کانال ها و پیج های اینستاگرامی متعدد و اکانت های فیک با نامهای جعلی سایر اقوام اصیل ایرانی همچون ( کردی و لری و آذری و پارسی و بلوچی و ...) به منظور ایجاد شکاف و تفرقه افکنی و ترویج نفرت پراکنی قومی میان مردم ایران با هدف تضعیف و فروپاشی حکومت مرکزی که زمینه ساز ظهور توهمات و تخیلات آنها خواهد گردید ، می باشد .
❌❌ آزمایش : کافی است از یکی از این افرادی که « زبان مادری زبان مادری » از نوک زبانشان نمیافتد بپرسید : آیا شما ریشه ایرانی دارید و با مردم اصفهان و مازندران و لرستان و کردستان ریشه مشترک تاریخی، فرهنگی، ژنتیکی دارید؟ اگر گفت نه ؛ بدون شک وی یک ابله پانترکیست است و اگر گفت آری ؛ یک ترکزبان ایرانی است که دغدغه ریشههای فرهنگی قومی خود را دارد!
♦️ به همین سادگی!
یعنی هممممه داستان این جماعت، بر سر (( انکار هویت و ریشه ایرانی ِمردم آذربایجان و ترک زبانان ایران )) است و بس!!!!! و به هر طریقی میکوشند آذربایجان و مردم ترک زبان را جدا از ایران و ایرانیان نشان دهند .
مثلا : برای اینکه ثابت کنند ایرانی نیستند و ربطی به «پارسها و مادها و پارتها و ... »! ندارند و زبان ترکی هم از سده ۵ ق وارد منطقه آنها نشده : خیلی مضحکانه خود را به تمدنهای پیشاتاریخی مانند « سومریها، گوتیها، ایلامیها، اورارتوها، مانناها و ... » گره میزنند ☹️
یا مثلا : میکوشند نقاط اشتراک خود با مردم ایران را غیرایرانی نشان دهند که « بومی هویت ساختگی خودشان » باشد و دلیلی بر ایرانی بودنشان نباشد. برای نمونه #نوروز را یک جشن غیرایرانی معرفی میکنند که ریشه در فرهنگ اقوام آسیای میانه دارد ؛ بنابراین یک جشن ترکی آلتایی است که به ایران هم راه یافته است!
کسانی که نمیدانند « موضوع #پانترکیست و #پانترکیسم چیست ؟ » بدانند که پانترکها به دروغ و با چهرهای مظلوم و حق بجانب، خود را اینگونه معرفی میکنند : ما میخواهیم به زبان مادری خود صحبت کنیم و بنویسیم، اما گروههایی در ایران اجازه نمیدهند!
❌ کاملا توهم و دروغ است!!!!!
☀️تنوع زبانها و رسوم قومی و محلی مردم ایران بسیار زیبا و ارزشمند هستند و قابل احترام، و اساسا ایران ساخته شده از همین اقوام است .
منظور ما از پانترک ؛ این افراد و گروهها هستند که بخاطر یک تشابه زبانی با ترکان آسیای میانه، آذربایجان و مردم ترک زبان در سراسر این مرز و بوم خود را غیرایرانی دانسته و خواستههای نابجایی چون فدرالیسم و یا جدایی طلبی دارند و به تاریخ و تمدن و فرهنگ اقوام آریایی و زبانهای سایر اقوام ایرانی همچون ( کردی و لری و پارسی و بلوچی و ...) توهین کرده و مشاهیر و بزرگان تاریخ ایرانزمین را تمسخر میکنند، اغلب آنها ستون پنجم و مزدور حقوق بگیر کشورهای بیگانه ای همچون ترکیه و جمهوری آذربایجان هستند و در « جریانهای ملی » همچون تنشهای سیاسی یا بازیهای فوتبال، طرفدار کشورهای ترکزبان می گردند و پرچم کشورهای بیگانه را حمل میکنند! پانترک این چنین موجود حقیر و خائن و متوهمی است، نه آن فردی که واقعا « فعال فرهنگی » است و دغدغه زبان مادری و مسائل قومی و استانی خود را دارد .
پاینده باد ایران و ایرانی میهن دوست
سرنگون باد دشمنان حقیر ایران زمین
مردم شمالغربی ایران اذری هستند و ترک نیستند.نژاد انان اریایی است و از جنس مغول مهاجر و چنگیز نیستند.بیشتر ساکنین استان اذربایجان غربی کردزبان و کردنژاد هستند.
زبان پارسی باستان
یک کتیبه پارسی باستان به خط میخی در تخت جمشید
«پارسی باستان» در زمان دودمان هخامنشی گفتگو میشدهاست.[۲۷] کهنترین متن نوشتهشده به آن مربوط به سنگنبشته بیستون است که به زمان داریوش بزرگ (فرمانروایی در ۵۲۲–۴۸۶ پ. م) بازمیگردد.[۲۸] آثار نوشته شده به پارسی باستان در ایران، رومانی (گرله)،[۲۹][۳۰][۳۱] ارمنستان، بحرین، عراق، ترکیه و مصر امروزی یافت شدهاند.[۳۲][۳۳] پارسی باستان یکی از کهنترین زبانهای هندواروپایی است که از آن آثار نوشتاری بر جای ماندهاست.[۳۴] خط پارسی باستان، خط میخی بودهاست و به نظر میرسد در زمان هخامنشی، چندان در میان تودهها رایج نبودهاست و تنها خطی ادبی برای نوشتن سنگنوشتهها بودهاست.[۳۵] پارسی باستان از نظر دستوری پیچیدهتر از نسلهای بعدیِ «فارسی» بود.[۳۶][۳۷]
با توجه به فرضیات خاص تاریخی در مورد تاریخ اولیه و منشأ پارسیان باستان در جنوب غرب ایران (که هخامنشیان از آن جا برخواستند)، پارسی باستان در اصل توسط قبیلهای به نام پارسواش صحبت میشد که در هزاره نخست پیش از میلاد به ایران وارد شدند و در ناحیهای که امروزه فارس خوانده میشود، سکنی گزیدند. زبان آنها، پارسی باستان، به زبان رسمی شاهان هخامنشی تبدیل شد.[۳۴] نوشتههای آشوری، که در واقع به نظر میرسد در بر گیرنده نخستین شواهد حضور ایرانیان باستان در فلات ایران باشند، گاهشناسی خوبی ارائه میدهند، اما فقط نشانگر جایگاه جغرافیایی تقریبی آنچه امروزه پارسی باستان میخوانیم، هستند. در نوشتههای شلمنسر سوم مربوط به سده نهم پیش از میلاد که در پیرامون دریاچه ارومیه یافت شدهاند، برای نخستین بار از پارسواش (در کنار ماتای، احتمالاً مادها) یاد شدهاست.[۳۸] هویت دقیق پارسواش بهطور قطعی مشخص نیست، اما از نظر زبانشناسی، این واژه با واژه پارسی باستان پارسه مطابقت دارد که آن نیز مستقیماً از واژه کهنتر *پارسوا میآید.[۳۸] همچنین از آنجا که پارسی باستان در بر گیرنده واژگانی از دیگر زبان منقرضشده ایرانی، مادی، است، به گفته پرودس شروو ممکن است پارسی باستان پیش از پایهگذاری امپراتوری هخامنشی و در نیمه نخست هزاره نخست پیش از میلاد نیز صحبت میشدهاست.[۳۴]
علاوه بر پارسی باستان، سه گویش ایرانی باستان دیگر شناختهشدهاند: مادی، سکایی و اوستایی. از دو زبانِ مادی و سکایی، که اولی در غرب ایران و منطقهٔ فرمانروایی ماد و دومی در شمال، از مرزهای چین تا دریای سیاه، ازجمله میان اقوام پارت و ساکنان سُغد رایج بوده، تنها واژگان و عبارتهایی در نوشتههای دیگران برجای ماندهاست؛ اما از زبانهای اوستایی و پارسی باستان مدارک بسیار در دست است. اوستایی زبان دینی مزدیسنا است.
پارسی میانه
نوشتار اصلی: زبان پارسی میانه
متن پارسی میانه سنگنوشته پایکولی که به پهلوی کتیبهای در میان سالهای ۲۹۳ و ۲۹۷ میلادی نوشته شدهاست. موزه سلیمانیه، کردستان عراق
«پارسی میانه» از سده سوم پیش از میلاد تا سده هفتم پس از میلاد در ایرانزمین رایج بودهاست. دستور زبان فارسی در دوره میانه سادهتر از دوره باستان ولی پیچیدهتر از فارسی نو رایج در دورهٔ اسلامی بودهاست؛ برای نمونه ساختار مثنی و جنس دستوری که در پارسی باستان رایج بودند، در این زبان ناپدید شدند.[۳۹][۴۰] زبان فارسی امروزی و پارسی میانه چه از دید واژگانی و چه از دید دستوری همانندیهای بسیاری دارند. در واقع تحولی که از پارسی باستان تا پارسی میانه رخ دادهاست بسیار بزرگتر از تحولیاست که پارسی میانه را به فارسی نو تبدیل کردهاست.
اگرچه دوره میانه زبانهای ایرانی بهطور رسمی با سقوط امپراتوری هخامنشی آغاز میشود، دوره گذار پارسی باستان به میانه احتمالاً پیش از سده ۴ پیش از میلاد آغاز شده بود. با این حال، پارسی میانه در واقع تا ۶۰۰ سال بعد که در کتیبههای دوران ساسانی (۲۲۴–۶۵۱ میلادی) پدیدار میشود، در جایی ظاهر نشدهاست، بنابراین هر نوع زبانی مربوط به زمانی پیش از این تاریخ را با هیچ درجه اطمینانی نمیتوان توصیف کرد. افزون بر این، پارسی میانه به عنوان یک زبان ادبی برای نخستین بار در سده ششم تا هفتم میلادی پدیدار میشود. از سده هشتم به بعد، روند تغییر تدریجی پارسی میانه به فارسی نو آغاز شد و گونه دوران میانه تنها در مزدیسنا به حیات خود ادامه داد.
پارسی میانه را گونه پسین پارسی باستان میدانند.[۴۱] نام بومی پارسی میانه پارسیگ یا پارسیک بود که از نام منطقه «پارس» آمده که همان پارسه پارسی باستان و فارس فارسی نو است. پس از فروپاشی دولت ساسانی، پارسیک منحصراً به پارسی (میانه یا نو) که به خط عربی نوشته شده بود، اطلاق میشد. از سده نهم به بعد، که پارسی میانه در آستانه تبدیل شدن به فارسی نوین بود، گونه کهنتر زبان به اشتباه پهلوی نامیده شد که در واقع یکی از سامانههای نوشتاری بود که از آن برای نوشتن پارسی میانه و دیگر زبانهای میانه ایرانی استفاده میشد. این سامانه نوشتاری را ساسانیان از اشکانیان آموخته بودند. ابن مقفع در سده هشتم میان پهلوی و پارسی تمایز قائل میشد اما این تفکیک در گزارشهای عربی پس از آن تاریخ مشهود نیست.
گرنوت ویندفور فارسی نو را حاصل تحول پارسی میانه و باستان میداند[۴۲] اما همچنین بیان میکند که هیچ یک از گویشهای شناختهشده پارسی میانه نیای مستقیم فارسی نو نیستند.[۴۳][۴۴] لودویگ پاول در این زمینه بیان میکند: «زبان شاهنامه را باید یکی از مصادیق توسعه مداوم تاریخی پارسی میانه به فارسی نو دانست.»[۴۵]
فارسی نو
نوشتار اصلی: زبان فارسی نو
«فارسی نو» یا «فارسی نوین» واپسین گونهٔ زبان فارسی بهشمار میرود. این گونه در سدههای هشتم و نهم میلادی در زمان حکومت عباسیان جایگزین فارسی میانه شد.[۴۶] فارسی نو به سه دوره بخشپذیر است:
فارسی نو پیشین
فارسی کلاسیک
فارسی امروزی
فارسی نو پیشین
با زوال عباسیان، زندگی ملی ایرانیان دوباره برقرار شد و ایرانیان پایههای نوزایی را در زبان خود بنا نهادند. فارسی نو به عنوان یک زبان مستقل برای نخستین بار در بلخ از طریق اقتباس از گونه گفتاری پارسی میانه دربار ساسانی به نام پارسی دری پدیدار شد. گهواره نوزایی ادبی فارسی در شرق ایران بزرگ در خراسان و فرارود (افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان امروزی) بود.[۴۷] بنابراین واژگان فارسی نو به شدت از زبانهای ایرانی شرقی، به ویژه سغدی، تأثیر پذیرفت.[۴۸]
چیرگی فارسی نو در زمان فرمانروایی سه دودمان ایرانیتبار طاهریان (۸۲۰–۸۷۲)، صفاریان (۸۶۰–۹۰۳) و سامانیان (۸۷۴–۹۹۹) رخ داد.[۴۷] گفته میشود که ابوالعباس مروزی نخستین آوازهخوانی بود که به زبان فارسی نو آواز خواند و پس از او اشعار حنظله بادغیسی از معروفترین اشعار در میان فارسیزبانان بودهاست.[۴۹] فارسی نو پیشین برای گویشوران فارسی امروزی تا حد زیادی قابل درک است، زیرا ریختشناسی و تا حدودی واژگانش تاکنون نسبتاً پایدار ماندهاند.[۵۰]
پس از پیروزی اعراب در ایران، فارسی گفتاری همچنان به سوی خاور پیش رفت و به وسیلهٔ سپاهیان و بازرگانان به فرارود و افغانستان کنونی رسید. برای فاتحان عرب، فارسی، بسیار بیشتر از عربی، زبان تبلیغ و نشر اسلام در میان مردم این نواحی بود. از همینرو سرانجام فارسی جانشین زبانهای محلّی از جمله سغدی و دیگر گویشها شد؛ و در همین مناطق، در مرزهای خاوری ایران، بود که فارسیزبان ادبی این جوامع گردید.[۵۱]
نخستین شعرها به زبان فارسی نو در افغانستان امروزی پدیدار شدند.[۵۲] نخستین شاعر بزرگ فارسیزبان رودکی بود. او در قرن دهم میلادی در زمان اوج قدرت سامانیان شکوفا شد. اگرچه شعر کمی از او حفظ شدهاست، هنوز به عنوان یک شاعر درباری، نوازنده و خواننده برجسته مشهور است. از جمله آثار گمشده او حکایتهای تبدیل به نظمشده کلیله و دمنه است.[۵۳]
گسترش جغرافیایی فارسی از سده یازدهم به بعد آغاز شد و از آن زمان به عنوان واسطهٔ آشنایی ترکان آسیای میانه با اسلام و فرهنگ شهرنشینی درآمد. فارسی نو بهطور گستردهای به عنوان یک زبان میانجی فرامنطقهای مورد استفاده قرار گرفت که به دلیل ساختار ریختشناختی نسبتاً ساده آن بسیار مناسب این کار بود و این وضعیت حداقل تا قرن نوزدهم ادامه داشت.[۴۶] در اواخر قرون وسطی، زبانهای ادبی اسلامی جدیدی بر اساس الگوی فارسی ایجاد شدند که لز آنها میتوان ترکی عثمانی، جغتایی، دوبهاشی و اردو را نام برد که به عنوان «زبانهای دختر ساختاری» فارسی در نظر گرفته میشوند.[۴۶]
فارسی کلاسیک
کلیله و دمنه، یک اثر تأثیرگذار در ادبیات فارسی
نوشتار(های) وابسته: فهرست شاعران فارسیزبان
«فارسی کلاسیک» آزادانه به زبان معیار ایران در قرون وسطی اشاره دارد که در ادبیات و شعر فارسی به کار گرفته میشد. این زبان، زبان سدههای ۱۰ تا ۱۲ است که به عنوان زبان ادبی و میانجی در زمان فرمانروایی دودمانهای «ایرانیشده» ترک و مغول در سدههای ۱۲ تا ۱۵ و دودمانهای ایرانی از سده ۱۶ تا ۱۹ استفاده میشد.[۵۴]
فارسی در این دوره به زبان میانجی ایران بزرگ و بیشتر شبهقاره هند تبدیل شد. این زبان همچنین زبان رسمی و فرهنگی دودمانهای اسلامی، از جمله سامانیان، آل بویه، طاهریان، زیاریان، گورکانیان، تیموریان، غزنویان، آل افراسیاب، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، سلجوقیان روم، سلطاننشین دهلی، شروانشاهان، صفویان، افشاریان، زندیان، قاجاریان، خانات بخارا، خانات خوقند، امارت بخارا، خانات خیوه، عثمانیان و بیشتر نوادگان مغولان هند همچون نظام حیدرآباد بود. فارسی تنها زبان هندواروپایی بود که مارکو پولو در دربار قوبلای خان و در سفرش در چین آن را میدانست و از آن استفاده میکرد.[۵۵]
استفاده در عثمانی
نوشتههای فارسی در یک نگارگری عثمانی
نوشتار اصلی: زبان فارسی در قلمرو عثمانی
سلجوقیان روم، که شاخهای از سلوجوقیان بودند، زبان فارسی و هنر ایرانی را به آناتولی بردند.[۵۶] آنها فارسی را به عنوان زبان رسمی امپراتوری خویش برگزیدند.[۵۷] امپراتوری عثمانی، که تقریباً میتوان آنان را جانشینان نهایی سلوجوقیان خواند، این سنت را ادامه دادند؛ فارسی زبان رسمی دربار و برای مدتی زبان رسمی امپراتوری بود.[۵۸] طبقه تحصیلکرده و اشراف امپراتوری عثمانی، از جمله سلیم یکم با وجود اینکه مخالف سرسخت ایران صفوی و شیعه بود، همگی به فارسی صحبت میکردند[۵۹] و فارسی یک زبان ادبی پرکاربرد در امپراتوری به شمار میرفت.[۶۰] از آثار نخستین فارسی در عثمانی میتوان به هشت بهشت ادریس بدلیسی که در سال ۱۵۰۲ میلادی نوشته شد و دوره حکومت هشت فرمانروای نخست عثمانی را در بر میگرفت و همچنین سلیمنامه در تجلیل سلیم یکم، اشاره کرد.[۵۹] با گذشت چند سده، زبان ترکی عثمانی (که خود بسیار فارسیشده بود) به سمت زبان ادبی کاملاً پذیرفتهشدهای که قادر بود نیازهای علمی را برآورده کند، توسعه یافت.[۶۱] گرچه شمار وامواژگان فارسی و عربی آن گاه تا ۸۸٪ هم میرسید.[۶۱] در امپراتوری عثمانی، زبان فارسی برای دیپلماسی، شعر، تاریخنگاری و ادبیات مورد استفاده قرار میگرفت و در مدارس دولتی نیز آموزش داده میشد.[۶۲]
استفاده در هند
شعرهای فارسی در تخت شاه جهان، قلعه آگره، هند
نوشتارهای اصلی: زبان فارسی در هند، زبان فارسی در پاکستان و زبان فارسی در کشمیر
نوشتار(های) وابسته: فارسی و اردو
زبان فارسی بر شکلگیری زبانهای بسیاری در غرب آسیا، اروپا، آسیای میانه و جنوب آسیا تأثیر گذاشتهاست. در پی فتح جنوب آسیا به دست سلطان محمود، فارسی برای نخستین بار در این منطقه معرفی شد.[۶۳] بهطور کلی از همان روزهای نخستین دودمانهای ترک ایرانیشدهٔ آسیای میانه و افغانها عامل ورود فارسی به شبهقاره بودند.[۵۶] از زمان سلطان محمود تا پنج سده بعد و استعمار انگلیس، فارسی به گستردگی به عنوان زبان دوم در شبهقاره هند استفاده میشد. این زبان به عنوان زبان فرهنگی و آموزشی در چندین دربار اسلامی در شبهقاره برجسته شد و در زمان امپراتوران گورکانی به عنوان تنها «زبان رسمی» تبدیل شد.
شاهی بنگاله شاهد هجوم دانشمندان، وکیلان، آموزگاران و روحانیان فارسیزبان بود. در این زمان هزاران کتاب و نسخه خطی فارسی در بنگال منتشر شد. زمان فرمانروایی سلطان غیاثالدین اعظمشاه به عنوان «عصر طلایی ادبیات فارسی در بنگال» توصیف میشود. بزرگی این دوره با نامهنگاری و همکاری شخص سلطان با حافظ شیرازی مشخص میشود که در غزلی در دیوان حافظ نیز بر جای ماندهاست.[۶۴] یک گویش بنگالی یه نام دوبهاشی (به معنای دوزبانه) بر اساس الگوی فارسی در میان مسلمانان بنگال پدیدار شد. دوبهاشی مورد پشتیبانی شاهان بنگاله که صرف نظر از دین، زبان نخست و پرکاربردترین زبان ادبی آنها فارسی بود، قرار گرفت و به رسمیت رسید.[۶۵]
در پی شکست شاهی هندو، فارسی کلاسیک به عنوان زبان درباری منطقه در سده دهم در زمان فرمانروایی غزنویان در مرز شمالغربی شبهقاره هند درآمد.[۶۶] با بهکارگیری فارسی توسط پنجابیها، این زبان در سدههای بعد در منطقه برتری یافت.[۶۶] فارسی تا سده نوزدهم نقش زبان درباری امپراتوریهای بسیاری را در پنجاب ایفا میکرد که واپسین آنها امپراتوری سیک بود که در سال ۱۸۴۹ توسط انگلیسیها فتح شد.[۶۷][۶۸][۶۹]
از سال ۱۸۴۳ در شبهقاره انگلیسی و هندوستانی به مرور جایگزی فارسی شدند.[۷۰] شواهد تأثیر تاریخی فارسی در آنجا را میتوان در میزان تأثیر آن بر زبانهای شبهقاره هند دید. وامواژگان فارسی هنوز هم در برخی از زبانهای هندوآریایی، به ویژه اردو (یا همان هندوستانی)، پنجابی، کشمیری و سندی، یافت میشوند.[۷۱] جمعیت کوچکی از زرتشیان ایرانی نیز در هند وجود دارند که ایرانی نامیده میشوند و در سده نوزدهم برای فرار از اعدامهای مذهبی در ایران قاجاری بدان جا پناه بردهاند. آنها نیز به گویشی از فارسی سخن میگویند.[۷۲]
فارسی امروزی
عدهای بر این باورند که ادبیات فارسی از دورهٔ مشروطیت به بعد با ادبیات فارسی دورهٔ قاجار و صفویه و ماقبل آن متفاوت است و بهویژه با تأسیس فرهنگستان ایران (در سال ۱۳۱۳ ه.خ) و شروع نهضت ترجمه در ایران، یک دورهٔ نوین در زبان فارسی بهوجود آمدهاست که گرایش عملیتری به برگشت و به پاکی و خالصسازی زبان فارسی از عبارات و اصطلاحات پیچیدهٔ عربی دارد.[۷۳]
در فرهنگستان نخست زبان فارسی برای حدود ۲ هزار واژهٔ بیگانه معادلیابی انجام شد.[۷۴] فرهنگستان دوم که در سال ۱۳۴۷ تأسیس شد، تا ۱۳۵۱ خورشیدی در مجموع ۶ هزار و ۶۶۵ واژهٔ جدید در برابر واژههای بیگانه پیشنهاد کرد.[۷۴] فرهنگستان سوم در سال ۱۳۶۸ تأسیس شد که فعالیت آن تاکنون ادامه داشته و تا مرداد ۱۳۹۸ برای ۴۵ هزار واژهٔ بیگانه معادلیابی انجام داده و به تصویب رساندهاست.[۷۴] همچنین غلامعلی حداد عادل در اردیبهشت ۱۳۹۸ تعداد واژگان معادلیابیشدهٔ مصوب فرهنگستان را بیش از ۶۰ هزار واژه اعلام کرد.[۷۵]
طی سدههای اخیر، زبان فارسی در نیمهٔ شرقی قلمرو خود با تنگنا و دشواری روبهرو شد، ولی در نیمهٔ غربیِ قلمرو خود (کشور ایران) رو به شکوفایی نهاد.
انگلیسها، با استعمار هند، برای زدودن فارسی از آن سرزمین و جایگزینی آن با زبان انگلیسی برنامهریزی کرده و این برنامهها را اجرا کردند. در پی تسخیر مناطق گستردهای از سرزمینهای فارسیزبان ازسوی روسها در آسیای میانه نیز، سه کانون بزرگ زبان فارسی و تمدن ایرانی در منطقه، یعنی سمرقند، بخارا و مرو رو به زوال نهادند و تحت روند شدید فارسیزدایی و ایرانیزدایی روسها قرار داده شدند.[۷۶] بااینحال، زبان فارسی همچنان در تاجیکستان زبان اکثریت و زبان رسمی است و در ازبکستان، ساکنان شهرهای بخارا و سمرقند همچنان فارسیزبانند و فارسی در درهٔ فَرغانه و مناطق شرقِ تاشکند رواج دارد.[۷۷]
در افغانستان نیز سیاستهای شاهانِ پشتونتبار با گرایش فارسیزدایی باعث تنزل بلخ و هرات و کابل بهعنوان مراکز تمدن فارسی در افغانستان در اواخر سدهٔ بیستم شد، اما فارسی همچنان زبان میانجیِ اصلی در آن کشور است. این روندها در حالی بود که در ایران، زبان فارسی راه پیشرفت و توانمندی را پیمود و مرکز ثقل تولیدات فرهنگی، اعم از کتاب، ترجمه، فیلم و موسیقی به زبان فارسی بیشتر در ایران قرار گرفت.[
داریم تیم محبوب برای فوتبال یه عشقه ایران بزرگ و قویم آرزوست
موضوع دیگر اینکه قیافه بسیاری از ایرانیان بویژه مناطقی مثل استان پارس و کرمان و یزد واصفهان بسیار شبیه قیافه های موجود در تخت جمشید و جاهای دیگر است ...بینی فرم صورت ....اینکه همگی هخامنشیان موی زرد داشته اند
را در زیر توضیح می دهم
در پاسخ به کسانی که فکر می کنند اریاییان اصیل دارای چشمان سبز و
ابی و رنگ موی بور طلایی و زرد هستند
در شمال اروپا به خاطر روزهای کم آفتابی میزان ویتامین دی که به پوست انسان میرسد کم است و پیش از آغاز کشاورزی در این مناطق، بیشتر تغدیه مردمان این نواحی گوشت دام و ماهی بود و ویتامین دی موجود در گوشت و ماهی کمبود این ویتامین در آفتاب شمالی را جبران میکرد و پوست مردم همچنان تیره بود.
پس از آغاز کشاورزی، مقدار مصرف غلات در اروپا زیاد شد و کم شدن مصرف گوشت و ماهی به این معنا بود که انسانها در این قاره به مرور با کمبود ویتامین دی مواجه شدند. بدن ساکنان این نواحی برای جبران این امر به مرور ملانین کمتری تولید کرد و پوست و رنگ مو و رنگ چشم انهارا کم رنگ تر کرد تا بدین وسیله به سنتز ویتامین دی دریافتی از خورشید کمک کند بنابر این چند هزار سال پس از سکونت انسان در شمال اروپا به مرور پوست این ساکنان از تیره به سفید و رنگ چشم و پوست انها از مشکی و قهوه ای تغییر کرد.البته در جنوب اروپا مخصوصا کشور هایی نظیر ایتالیا و یونان به علت ساحلی بودن این کشور ها و مصرف زیاد غذاهای دریایی و زاویه بهتر تابش خورشید رنگ چشم و مو و پوستی تیره تر از مردم المان دارند.مردم ایران به علت نزدیک بودن به خط استوا نیز مانند مردم ایتالیا و یونان دارای مو ها و چشمانی تیره تر شده اند.
همچنین علت اینکه رنگ موهای مردم زردپوست نواحی شمالی ازجمله اسکیموها همچنان سیاه ماندهاست میزان مصرف بالای ماهی در غذای این مردمان است.البته هیتلر و حزب نازی نظریه هایی را مطرح کردند که در جهان باعث باور های غلطی در بین مردم بخصوص ایرانیان شده است که فقط نزاد بور و زاغ نزاد خالص اریاییست و بقیه دست خورده اند
پس اینطور نبوده است اقای عزیز
ـ در تاجیکستان و افغانستان و همچنین نواده گان دَری زبان ( پوست قهوه ایِ کله سیاه زاغی ) طایفه کولی کوچی کاوولی مقیم ایران بزبان دَری گفتگو می شود که اگر متن نوشته قبلی را درست خوانده باشید گفته شد که با استناد به اسنادی چون جلد کتب آموزشی دوره رضاخانی حدالاقل تا تاریخ ۱۳۱۸ شمسی اسم این زبان در ایران همچنان به اسم زبان دَری بود که بعدا از روی غرض سیاسی و تاریخسازی و چسباندن خود به هخامنشیان اِسلاو تبار، اسم زبان دَری را به اسم جَعلی زبان فارسی یا پارسی تغییر دادند که اما با کمی تحقیق در عمق زبان به اصطلاح نواده گان طوایف هندی مهاجر مقیم ایران، زبان فارسی براحتی می توان دریافت که این همان زبان دَری و مرکب از ۳ زبان عربی ( ۶۰ درصد )، تؤرکی ( ۲۳ درصد ) و هندی ( ۱۷ درصد ) که رَه آورد طوایف کولی هندی مهاجر است، می باشد که مهاجرت خود از هند و پاکستان امروزی را از هزاره اول پس از میلاد ( دوره ساسانی ) شروع کردند که بنا به اسنادی چون عکس گروهی از یک طایفه کولی هندی که توسط یک توریست انگلیسی در دوره قجر در اصفهان گرفته شد، تا دوره قَجر و حتی بعد از آن نیز ادامه داشته است .!
و اما تاریخچه زبان دَری عبارتست اینکه، این زبان ( دَری ) در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجری قمری بین سمرقند و بخارا و همانطور که گفته شد از ترکيب ۳ زبان عربی ( ۶۰ درصد )، تؤرکی ( ۲۳ درصد ) و هندی ( ۱۷ درصد ) که رَه آورد طوایف کولی هندی مهاجر بود ساخته شد که اولین بار وارد دربار سامانی شد که تنها استفاده درباری داشت و بین شعراء هم مرسوم شد که بعد از سامانیان زبان دَری ( که شما نواده گان دَری زبان طوایف هندی مهاجر از روی غرض سیاسی امروزه بهش زبان پارسی می گوئید ) استفاده دَرباری خود را از دست داد ولی به حیات خود بین شعراء ادامه داد و روی همین اساس است که ما نوشته ای بزبان دَری تا قبل از قرن سوم هجری در دسترس نداریم .!
و اما زبان دَری از سمت شرق کم کم به افغانستان امروزی و سپس به ایران امروزی رخنه کرد که اولین اثر ادبی بزبان دَری در ایران امروزی اشعار سعدی شیرازی اواخر قرن هفتم است و حتی حافظ شیرازی که شاعر قرن هشتم است با ابیاتی به دَری نبودن زبان مادریش اذعان دارد .
و اما همانطور که گفته شد بعد از سلسله سامانیان زبان دَری که با اسناد به بعضی از ابیات بعضی از شاعران معروف گذشته چون مولوی، در ابتداء به آن زبان هندی می گفتند، به حیات خود بین شعراء ادامه داد تا اینکه با برنامه انگلیس و چند دَری زبان در هسته کودتای مشروطیت و همکاری چند تؤرک مانقورد چپی خائن، زبان دَری جایگزین زبان تؤرکی شد که با بقدرت رسیدن گماشته انگلیس ( رضا پالانی ) در سال ۱۳۰۴ شمسی جایگزینی زبان دَری بجای زبان تؤرکی رسمیت پیدا کرد و به عنوان زبان رسمی به تمام اتنیکهای این سرزمین تحمیل شد .!
ـ شما اگر نقشه اين سرزمين قبل از رضا خان را یعنی دوره قَجر را که در آن دوره این سرزمین با اسم ممالک محروسه شناخته می شد را نگاه کنی، می بینی که استانی به اسم کُردستان و گیلان وجود ندارند و یا اگر قدیمی ترین عکسهای شهر سنندی ( که در اصل اسمش سئننان داش ) و سقز و سردشت ( که در اصل اسمش ساری داش ) است را نگاه کنی خواهی دید که در کوچه و خیابان این شهرهای به اصطلاح کُرد نشین تک و توک فردی دیده می شود که لباس به اصطلاح کُردی به تن داشته باشند .!
در واقع اولین طایفه از این طوایف هندی مهاجر که خود را با اسم کُرد ( به معنای رَمه گردان ) معرفی می کنند که از کوههای عراق به سرزمین ما ( آزربایجان ) و به کوههای داش ماکی ( ماکو ) کوچ کردند طایفه شکاک است که به سال ۱۲۹۵ شمسی برمی گردد که آنزمان حکومت وقت رئیس ایل شکاک را ( به دلایلی که برایم مشخص نیست ) اعدام کرد آنگاه اسماعیل سیمیتقو که بعد از اعدام شدن برادرش رئیس طایفه شکاک شده بود، به انتقام برادرش بجای جنگیدن با حکومت مرکزی با قشون مسلح به تفنگ و شمشیرش بارها و بارها مردم غیر نظامی تؤرک آزربایجان را قتل عام و غارت کرد .!
بعد از کودتای خفیف رضا پالانی که با حمایت مستقیم انگلیس و بدست گرفتن قدرت سیاسی، طبق تئوری و پیشنهاد محمدعلی فروغی ( صدر اعظم وقت ) جهت مهار و تضعیف قدرت تؤرکان در آزربایجان، تغییراتی در آزربایجان و کُل اين سرزمين صورت گرفت که از آن جمله، ۱ـ تخریب آثار و بناهای بجا مانده از پادشاهان تؤرک الخصوص پادشاهان قَجَر در ایران و بناها و آثار چون پُل الله وِردی خان و مسجد الله وِردی خان در اصفهان و بازارچه یزد و ... که تخریبش برابر با ضرر اقتصادی زیادی بود اسمهایش را به اسامی دَری چون ۳۳ پُل و ... تغییر دادند که ۵ کاخ معروف و بزرگ دوره قَجر که بدستور رضا خان در تبریز تخریب شدند، از آن جمله اند ۲ـ تغییر اسم تؤرکی تمام مناطق موجود در ایران از اسامی تؤرکی به اسامی دَری ۳ـ تنبیه فیزیکی هر کسی که در تهران تؤرکی حرف بزند ۴ـ تنبیه فیزیکی هر دانش آموزی که در هر کجای ایران در مدرسه تؤرکی حرف بزند ۵ـ کوچاندن طوایف هندی به اصطلاح کُرد از کوههای عراق به نواحی مرزی آزربایجان برای ساختن دیوار انسانی غیر تؤرک بین تؤرکان آزربایجان و تؤرکیه ۶ـ تجزیه آزربایجان به آزربایجانشرقی، غربی، زنجان، گیلان و کُردستان و ...
ـ و اما در مورد ادعایتان مبنی بر اینکه در سمرقند و بخارا که از جمله دو شهر معروف اُزبکستان ( کشوری تؤرک زبان و تؤرک تبار ) هنوز بزبان دَری یا بگفته شما نواده گان دَری زبان طوایف هندی مهاجر بزبان پارسی حرف میزنند بایستی گفت که از آنجائیکه ادعاهای دروغ و جفنگیات کنتور نمی اندازد و گفتنش رایگان و بدون هزینه است شما حتی می توانید ادعای دَری زبان بودن پِکن و شانگهای و لندن و بیرمنگام و تورونتو و مونترال و حتی توکیو و هامبورگ و پاریس را هم داشته باشید این خواننده است که باید عقل و درایت داشته باشد که با کمی تحقیق بداند که شهرهای مورد ادعا شما و امثال شما مربوط بکدام کشور یا کشورها هستند و آخرین شک و تردیس خود را بادیدن مکالمه عادی مردم آن شهر روی یوتوب برطرف کند وگرنه آنچه در دنیای مجازی خصوصا قسمت مربوط به جهان سوم زیادست ادعاهای بی اساس و دروغ و فیک .!
این نکته ضروری است که در این مقاله بین آذربایجانی ایرانی ایراندوست و پانترکیست ترک پندار, یک تفاوت اساسی قائل هستیم . ما در این مطلب صرفا کسانی را که براساس افسانه تخیلی بوزقورد خود را حاصل پرورش توسط نسل گرگهای خاکستری میدانند نقد میکنیم . اندیشه پانترکیسم که از علیفستان و ترکیه به ایران وارد شده است هرگز پدیده داخلی آذربایجان ایران نبوده است و این غده سرطانی تنها میتواند در افرادی سست-اراده رشد کند . بنابراین باید پانترکیستها را یک گروه افراطی و اقلیت جامعه ایران دانست . ما آذربایجانیان ایران را از ریشه و تبار ایرانی میدانیم ، در حالیکه آذربایجان یکی از ارکان ملت ایرانیست و وجود بزرگانی چون شمس تبریزی و قطران تبریزی و سهروردی و محمود شبستری و شهریار .... همه ثابتگر این حرف هستند .
همه ما میدانیم که علمای متوهم پانترکیسم ایران (صدیق و پورپیرار و غیاث آبادی و زهتابی و غیره) هیچ جایگاه آکادمیک در جهان ندارند و برخیشان حتی دکترا ندارند . این بدین معنی هست که حرفهایشان را کسی در جایگاه جهانی جدی نمیگرد و تنها پانترکیستها هستند که چنین حرفهایی را میپذیرند. برخی از آنها نیز کسانی هم هستند که دکترای تاریخ نداشته و در مورد هر رخداد تاریخی اظهار نظر میکنند ( از فردوس و سعدی بگیرید تا تاریخ معاصر تا کورش کبیر و غیره) اما توهمات و تخیلات و کارهایشان بازتاب جدی در سطح علمی جهان را در بر نمیگیرد .
اخیراْ نیز پانترکیستها سخنهایی و روایتهایی را به گزنفون و هرودت نسبت داده اند که یا گزینشی بوده بریدگی داشته یا اصلا وجود نداشته است .
در بخشی از سخنان گزنفون چنین نوشته شده است : «پروردگار کورش را علاوه بر خوی نیک، روی نیک نیز داده و دل و جاناش را به سه ودیعهی والای “نوعدوستی، دانایی، و نیکی” سرشته بود. او در ظفر و پیروزی هیچ مشکلی را طاقتفرسا و هیچ خطری را بزرگ نمیپنداشت و چون از این ۵ امتیازات خداداد جهانی و روانی برخوردار بود، خاطره و نامش تا به امروز در دلهای بیدار مردم روزگار، پایدار و باقی است» (سیرت کورش کبیر، ص4). او میافزاید: «کدام وجودی مگر کورش از راه جنگ و ستیز صاحب امپراتوری عظیمی شده است ولی هنگامی که جان به جان آفرین داد، همهی ملل مغلوب او را “پدری محبوب” خواندند؟ این عنوانی است که به “ولی نعمت” میدهند نه به وجودی “غاصب”» که نمونه بارز آن پادشاهان خونخوار و ضد بشریت امپراتوری عثمانی می باشد .(همان، ص8-367). گزنفون: «سیرت کورش کبیر»، ترجمهی علی وحیدمازندرانی، شرکت سهامی کتابهای جیبی، 1350
خوشبختانه کل متن cyropedia به طور رایگان در اینترنت موجود است.
همانطور که می دانید و می بینید پانترکان متوهم و متعصب قبیله گرا که با اغلب مردم مختلف جهان در حال نفرت پراکنی و دشمن هستند ، از سه نفر ایرانی نفرت زیادی دارند: ۱_ شاه شاهان کوروش بزرگ ۲_ حکیم سخن فردوسی ۳_ رضا شاه پهلوی
البته این متوهمین متعصب قبیله گرا براساس توهمات و تخیلات جعلی خود با اغلب مردم قومیهای مختلف ایرانی همچون : (تالش ها/پارسها/کردها/گیلها/طبریها/لرها / ارمنی ها و ...) و یونانیان و روسها و مردم سایر کشورهای همسایه نفرت و دشمنی دارند .
البته آنها برای دشمنی با کوروش بزرگ دلایل خود را دارند .
نخست آنکه کوروش اولین کسی بوده است که با اتحاد اقوام مختلف آریایی و فتح دیگر سرزمینها ، بنیانگذار کشور و امپراطوری بزرگ ایران بوده است. اینان از سر کمبود و حسادت و حقارت نمی توانند وجود چنین شکوه و عظمتی را تحمل کنند ، فلذا طبیعی است با بنیانگذار این امپراطوری ( کورش ) نیز دشمنی کنند .
اما آنها دلیل مهمتری نیز برای این دشمنی دارند ، تمام چهره های معروف و تاریخی ترکان و مغولان ، افرادی خونخوار ، غارتگر و حیوان صفت بوده اند که مردم اغلب جهان از آنان به عنوان خونخواران تاریخ نام می برند . نام چنگیزخان مغول ، آتیلا و تیمور نه تنها برای ایرانیان بلکه برای تمام دنیا و خود اغوزها هم تداعی گر جنایتگری، نابودگری و غارتگری و رذائل اخلاقی است .
در حالیکه آنها نمی توانند به این افراد درنده خو بنازند، می بینند که در آن اعصار تاریخی که جهان غرق در تاریکی و سیاهی جنگ و وحشیگری بوده است کوروش بزرگ با منشور حقوق بشر خود سرور جهانیان بوده است که در بسیاری از منابع تاریخی و منابع مذهبی کهن از او به عنوان بزرگمرد یاد شده است ، بطوریکه تاریخ نگاران یونانی از او چهره ای فرا زمینی ترسیم می کنند. گزنفون از عدالت فوق العاده و حسن زمامداری او یاد می کند و می گوید مردمان سرزمینهای دور نیز در اشتیاق آن بوده اند که هرچه زودتر کوروش سرزمین آنان را فتح نماید تا از موهبت داشتن چنان شاهی بهره مند گردند.
حال ببینید چنین افرادی که از فقر افتخارات و شرمندگی در مقابل تاریخ جهان رنج میبرند ، چه می کشند وقتی می بینند ایرانیان و آریاییان از چه افتخاراتی بهره مند هستند . شما به آنها حق نمی دهید که از روی حسادت و کمبود و بدبختی و حقارتی که در درون این موجودات پلیدمشاهده میشود به خود بپیچند و همچون حیوانی درنده به مشاهیر و بزرگان و تاریخ و تمدن سایرین حمله ور شوند !!!؟؟؟ر
این بی خردان فرو مایه که در درازای عمر پوچ خود حتی یک کتاب تاریخی را از نزدیک هم مشاهده نکرده اند (چه برسد که آنرا خوانده باشند) خود را والاتر از بزرگترین تاریخنگاران و باستان شناسان جهان می پندارند و دروغهای های بی پایه ای را که در برگه های ایرانستیز (پانهای بی هویت) نوشتار شده را از بَر کرده و همه جا آنرا نشخوار میکنند
Güney Azərbaycan da Öz tariximizi,Öz ana dilimizi Öyrənirdik...
Güney Azərbaycanan salamlar olsun Dünyanin Bütün
Türklərinə.
Azerbaycan ve Türkiye arasında ve en sevdiği iki ülke dir
Nə yaxşi ki varsınız
.
Yaşasın güney Azerbaycanımızda əzilən 40,000,000 türk oğlünün futbol taxımi,
.
""Tirəxturrrrrr"
در فصلی از این کتاب آمده است که «به هر طایفه کتب احکام به زبان ایشان انفاذ و اصدار یابد تا مضمون آن را به سهولت فهم کنند» و در جای دیگری نیز دوباره به این مهم اشاره میکند که «به بلاد عراق عرب احکام به زبان عربی صدور مییافت و به طوایف اعاجم به زبان فارسی واجب آمد، به طوایف مغولان و اتراک نیز به السنه و خطوط ایشان احکام ارسال کردن تا فهم آن به آسانی کنند، با او به زبان او سخن باید گفت».
در آن روزها ترکی به دو خط عربی و خط اویغوری نوشته میشد برای همین در مورد ترکها علاوه بر زبان به خط نیز اشاره شده و به دبیرانی که ترکی را به خط اویغوری مینوشتند بخشی (باخشی، باقسی و باقسای) میگفتند که اسلاف آشیقهای امروزی بودند. آنها قبول اسلام را معادل قبول خط عربی ندانسته و به خط اویغوری مینوشتند و احکام حکومتی علاوه بر خط عربی به این خط نیز کتابت میشد.
مخالفان حقوق ملیتهای غیرفارس ایران، از مَمه اَمن تا پَپه یئین (کوچک و بزرگ) چشم بسته میگویند که ترکینویسی در ایران منشا خارجی دارد و شورویها برای اینکه اندیشه خود را به مردم آذربایجان منتقل کنند به زبانی که قاطبه مردم با آن آشنا بودند نوشتند.
در جواب این آقایان باید گفت که شاید هم تکزبانی در ایران منشا خارجی داشته و کسانیکه آرزوی سلطه بر ایران را داشتند کتابت را منحصر به یک زبان کرده میان قاطبه مردم و تحصیل فاصله انداختند، در حالیکه بیش از نصف مردم این جامعه با آن زبان بیگانه بودند و فهم علومی که در آن ارائه میشد برایشان مشکل مینمود و این موجب جهل و عقبماندگی و سلطه دیگران گردید.
در دوره هزار ساله سیادت ترکها بر این جغرافیا، ایران همواره سه زبان عربی، فارسی و ترکی را به عنوان زبانهای فراگیر در کنار هم دیده و سایر زبانها نیز هیچ محدودیتی را حس نکردند و این واقعیترین تصویر از ایران است نه جامعه آرمانی و یکدستی که برخیها در اذهان خود ساخته و با استناد به آن تصویر ازلی، نسخههایی را به امروز و آینده ما میپیچند.
دروغ بزرگی به نام "کاوه آهنگر"
✍️ خلیل مختاری نیا
@garrusturklari ✍️
در مورد تاریخ قبل از اسلام و باستان ایران، اراجیف و اباطیلیات زیادی شنیده و می شنویم، جعلیاتی که بیشتر توسط ایرانشهرهای سلطنت طلب، پان ایرانی های جاعل، رسانه های جاهل و کذابشان که گوش فلک را کر کرده است زیاد شنیده و خوانده ایم؛ مزخرفاتی که باعث شکل گیری توهمات نژادپرستانه در جامعه ایران اسلامی شده و بوی تعفن آن مشام هر انسان عاقل و متفکر آزاداندیش را آزار می دهد.
یکی از این جعلیات و دروغها، مبارزه ی دروغین شخصی به نام "کاوه آهنگر" علیه[ به اصطلاح] ظلم و استبداد بوده است. داستانی که از اساس با بزرگنمایی و دروغ ترویج و تبلیغ شده و کاوه را در اذهان غافلان به نماد "استبداد ستیزی" تبدیل کرده است در حالی که واقعیت ماجرا چیزی دیگری می باشد؛ واقعیاتی که نزدیک به یک قرن است در زیر گردوغبار جعل و ابرهای مصنوعی پان ایرانی ها مکتوم مانده است، ولی خورشید واقعیت برای همیشه زیر ابر نمی ماند و آن وقت است که سیه روی می شود هرآنکسان و گروهی که در آنها غل و غش و دروغ باشد.
خواندن متن مستند و مستدل ذیل از کتاب"باستان شناسی تقلب و رنج های بشری" اثر دکتر رضا مرادی غیاث آبادی در خصوص داستان دروغین کاوه آهنگر و به تبع آن تاریخ دروغین و جعل شده ی ایران در دوران قبل از اسلام قطعا باعث تجدید نظر مخاطبان در دریافت ها و داده های دروغین تاریخ ایران طی یکصد سال اخیر می شود .
وی در خصوص رواج زنباره گی های لجام گسیخته، فساد، فحشا،ارتباط جنسی با محارم منجمله خواهر، مادر،خاله و.. و ظلم و ستم دربار آریایی های نجیب و بااخلاق می نویسد:"فریدون در زمانی که مهمان ضحاک بوده، با دو دختر جمشید به نام های" شهرناز و ارنواز" که در کاخ ضحاک بودند به طور همزمان با این دو خواهر خلوت،معاشقه و ارتباط جنسی داشت. کاری که موجب اعتراض ضحاک می شود و در نهایت کاوه با سرکوب کردن ضحاک با" گرزه گاو سر" خواهران " شهرناز و ارنواز" را تصرف می کند؛ به گزارش شاهنامه ی فردوسی ، نخستین چیزی که کاوه پس از نشستن بر تخت ضحاک خواسته بود، این بود که تمام زنان حرمسرا را به حضورش بیاورند و..."( مرادی غیاث آبادی،1395: 167 )
از متن فوق کاملا مستفاد می شود که سرکوب و کشتن ضحاک توسط کاوه آهنگر نه قیام علیه ظلم و استبداد بوده و نه حمایت از مردم مظلوم و ستمدیده بومی دوران هخامنشیان؛ بلکه مساله، مساله ی فساد جنسی و زنباره گی های لجام گسیخته و حیوانی کاوه آهنگر بوده است که موجب اعتراض ضحاک شده است ؛ این در حالی است که جریان منحرف ایرانشهرهای واقعیات تاریخ ایران باستان را چنان تحریف و مغلوبه نشان داده اند که از کاوه آهنگر بعنوان " سمبل ظلم ستیزی" یاد کرده و از کوروش جنایتکار و زنباره منجی بشریت ساخته و از دیگر شاهان فاسق هخامنشی و ساسانی ، پادشاهان عدالت گستر و یکتاپرست می تراشند.
مرادی غیاث آبادی در ادامه می نویسد:"[ بسیاری از واقعیات تاریخی دوران قبل از اسلام مثل فساد ،فحشا و ظلم و ستم شاهان در شاهنامه نیز آمده است] فلذا شاهنامه برای آموختن، مطالعه [ و عبرت گرفتن ] است نه برای فخرفروشی های بی حاصل و مخرب.(همان، 1395 : 167)
وی در ادامه و در بخش "زن ستیزی در عهد هخامنشیان و بهره کشی جنسی از آنان و در مورد خیانات،جنایات و قتل های کوروش از زبان "کتزیاس" مورخ و پزشک رسمی دربار اردشیر دوم هخامنشی می نویسد:"کوروش پس از غلبه بر [ پادشاه مادها در اوخ باتان(همدان )] اسپیتاماس را کشت و زن او را که آمیتیس نام داشت تصرف کرد، آمیتیس دختر آستیاک خواهر ماندانا و خاله کوروش بود."( مرادی غیاث آبادی،1395 : 159)
منبع:
مرادی غیاث آبادی،رضا، باستان شناسی تقلب و رنج های بشری،تهران، 1395
@garrusturklari کانال گروس تورکلری
امیرآقا زیاد جوش نزن، " یاشاسین آزربایجان " یعنی زنده باد آزربایجان. حالا شما از یه طرف اصرار دارین که آزربایجان سرِ ایرانه و از طرفی چشم دیدن
!سلامتی سر ایران رو ندارین و از خودتون تفاسیر ضد آزربایجانی ارائه میدین
اینکه کوروش نامی در تاریخ وجود خارجی داشته ویا اصلا نبوده نیز مسئله ای رو حل نمیکنه. اما اینکه یه عده بنام تاریخ توهمی بخوان هویت دیگران رو انکار کنن با هیچ منطقی پذیرفته نیست. در مورد قاجار نیز عارضم به خدمتتون که: فقط کافیست نقشهی کشور رو در اواخر زندیه و ایضاً قاجاریه با دقت مقایسه کنین ، بعدش منصفانه ببینین قاجاریه خاک دادن یا خاک گرفتن؟
فاشیست دوست دارد همه ملل های دیگر برتری او را قبول کنند،با زبان او صحبت کنند تاریخ جعلی او را قبول کنند و اگر غیر از این بود تلاش می کند وی را از سر راه خود بردارد.
.
ما بعنوان یک ملت بزرگ در جهان که در تمامی صفحات تاریخ نقش داشته ایم باید این یادگار ارزشمند که زبان مادری و تاریخمان است را حفظ کنیم و دقیقا آن را به نسل بعد منتقل کنیم و نباید در این راه مقدس خسته شویم .
یاشاسین آذربایجان ❤
ثانیاً همان ستارخان و باقرخان و عباس میرزا و .... آیا راضی بودند که زبان مادریشان اینگونه در کشوری که اکثریت جمعیت را تشکیل می دهد،ممنوع باشد و بیگانه تلقی شود
ثالثا آیا خود شما فارس های عزیز راضی هستید که در کشوری که زبان مادریتان را
بیگانه بخواند و تحصیل آن را ممنوع اعلام کند،زندگی کنید
رابعاً شما که این قدر دم از وطن می زنید برای وطنتان چه کارهایی کرده اید که بقیه نکرده اند
خامسا به شما پیشنهاد میکنم لطفاً خودتان رو گول نزنید ما تورکیم و زبانمان هم تورکی؛ نه یک واژه کم و نه یک واژه اضافی تر
Comments are closed.